ابراهيم عاملي ( موثق )

236

تفسير عاملي ( فارسي )

سخن مفسّرين : « لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ » 8 طبرى : عبد اللَّه بن كثير گفت : پيغمبر براى استمداد مالى بسوى آنها رفت ، خواستند آن حضرت را بكشند موفّق نشدند ، اين آيه براى جلوگيرى از كينه توزى مسلمين با يهود نازل شد كه نيّت بد آنها موجب بيعدالتى شما نشود . « اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى » 8 طبرى : جهت توصيف عدالت به نزديكى تقوى اين است كه : چون انسان عادل بود ، بواسطه ى حس عدالت خواهى فرمان بر احكام خداوند مىشود و پرهيزگار ، و كسى كه نافرمان بود البتّه با تقوى و پرهيز - كارى سر و كار ندارد و چنين شخصى از حقّ و عدالت بىخبر است . « وَعَلَى اللَّه فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ » 11 روح البيان : چون رسيدن ببهره هاى حياتى و آسايش از گرفتارىهاى زندگى از خداوند است و بس بايد توكّل به خدا باشد ، و معنى توكّل اعتصام به خداوند است در همه ى كارها ، و جاى توكّل دل است و جنبش و كار زندگى با توكّل ناسازگار نيست ، چون اگر انسان تصديق كرد كه سرنوشت زندگى او از سوى خدا است ، پس دشوارى و آسانى از او است . مثنوى در دفتر اوّل از افسانه ى كليله و گفتگوى وحوش براى توكّل شاهد مىآورد : جمله گفتند : اى حكيم با خبر الحذردع ليس يغني عن قدر در حذر شوريدن شور و شر است رو توكّل كن توكّل بهتر است با قضا پنجه مزن اى تند و تيز تا نگيرد هم قضا با تو ستيز مرده بايد بود پيش حكم حقّ تا نيايد زحمت از ربّ الفلق گفت آرى گر توكّل رهبر است اين سبب هم سنّت پيغمبر است گفت پيغمبر به آواز بلند با توكّل زانوى اشتر ببند رمز « الكاسب حبيب اللَّه » شنو از توكّل در سبب غافل مشو رو توكّل كن تو با كسب اى عمو جهد ميكن كسب ميكن مو به مو در توكّل جهد و كسب اوليتر است زان كه در ضمنش محبّت مضمر است